کودکان در معرض خطر لوس شدن
سه‌شنبه 12 اردیبهشت 1396 ساعت 22:21 | بازدید : 462 | نویسنده : moshaveranyazd | ( نظرات 0 )

شاید شما هم این جمله را شنیده باشید که بچه عزیز است اما تربیتش از خودش عزیزتر.همه ما فرزندان خود را دوست داریم و چون آنها را دوست داریم،برای تربیتشان تلاش می کنیم.تربیت کودک کار آسانی نیست و همه والدین در این امر موفق نیستند،چرا که تربیت کودک و دوست داشتن او با پاسخ دادن به همه خواسته های او متفاوت است.نه گفتن به کودک در زمان و مکان های مناسب،یکی از ارکان اساسی تربیت او و عامل پیشگیری از بروز بسیاری از رفتارهای نامناسب و ناشایست است.لوس شدن کودک،یکی از مشکلات رفتاری است که نقش والدین در بروز این رفتار بسیار پررنگ است.

کدام کودکان در معرض خطر لوس شدن هستند؟

کودکانی که به وسیله والدین به تمام خواسته های خود می رسند،بیشتر در معرض خطرند.آنها معمولا آستانه تحمل پایینی دارند،توانایی پذیرش ((نه)) را ندارند و چون تمام خواسته های آنها اجابت شده،خیلی شکننده هستند.وقتی سن این کودکان بالاتر می رود هم ممکن است این خصوصیات با آنها بماند.از 7 سالگی به بعد این کودکان بسیار خودخواه و خودشیفته می شوند و همه امکانات را در هر جا و زمانی برای خود می خواهند.آنها انتظار رفتار خاصی از طرف اولیای مهد و مدرسه دارند و معمولا توجه طلب و نیازمند توجه هستند.توانایی همراهی با سایر همسالان در این بچه کمتر است و در بسیاری از موارد خود را برتر و بالاتر از دیگران می دانند.همیشه در منزل با آنها رفتار خاصی می شود و نیازهای گوناگون آنها مقدم برتمام مسائل خانواده است.این کودکان در ظاهر اعتماد به نفس کاذبی دارند اما در لایه های عمیق شخصیتی شکننده اند و اعتماد به نفس واقعی شان پایین است.آنها دوست دارند مدام به وسیله دیگران تایید شوند چرا که همیشه از والدین خود توجه و تایید زیادی دیده اند.در تربیت این کودکان بیشتر از روش تشویق استفاده می شود و از دیگر خصوصیات آنها،کم بودن ظرفیت انتقاد پذیری و انعطاف پذیری است.

چه والدینی معمولا فرزندان لوس و نازپرورده ای تربیت می کنند؟

والدینی که شیوه های فرزند پروری شان،استفاده از روش های تربیتی سهل گیرانه است. آنها به تمام خواسته های کودکان، پاسخ بله می دهند و تمام امکانات خود را صرف تحقق خواسته های فرزندشان می کنند.توانایی نه گفتن ندارند و برآورده شدن خواسته کودک را بر هر چیزی مقدم می دانند،محبت و توجه افراطی و رفتارهای ویژه ای با فرزندخود دارند و در ارتباط با همسالان هم حتی اگر مشکل از فرزند آنها باشد،رفتار ناپسند را به دیگر همسالان کودک فرافکنی می کنند و در حقیقت روی اشتباه های فرزند خود سرپوش می گذارند و اجازه نمی دهند با عواقب رفتار خود مواجه شود و همیشه او را تحت هر شرایطی حمایت می کنند.

چه عاملی باعث بروز چنین برخوردهایی می شود؟

در بیشتر مواقع در این شیوه فرزند پروری،مشکل نه تنها از خود والدین است بلکه گاهی در روش های تربیتی به کار گرفته شده به وسیله پدر و مادر والدین است،یعنی پدر بزرگ و مادر بزرگ.در خیلی از موارد آنها مستبد،جدی و سختگیر بوده اند و به همه خواسته های آنها پاسخ ((نه)) می داده اند.اینگونه والدین همیشه انتظار فرمانبرداری مطلق و اطاعت کامل از فرزندان خود داشته اند.وقتی فرزندان این والدین در مقام والد قرار می گیرند،به دلیل رفتارهایی که قبلا با آنها شده و مورد پسندشان نبوده،به تمام خواسته های فرزندشان پاسخ مثبت می دهند.یعنی شیوه فرزند پروری سهل گیرانه را برای جبران رفتار نامطلوب والدین خود در تربیت پیش می گیرند.آنها در واقع ریاست خانواده را به فرزند لوس خود تقدیم می کنند که معمولا در سال های بعد در کنترل رفتار کودک خود دچار مشکلات اساسی می شوند.

از چه سنی باید جلوی لوس شدن فرزند خود را بگیریم؟

در یک سال اول تولد،حمایت،محبت و توجه بی دریغ والدین،به خصوص مادر به کودک ضروری،پذیرفتنی و الزامی است.از حدود یک سالگی به بعد،با توجه به رشد تفکر کودک و توانمندی که به تدریج در درک و شناخت پیدا می کند،والدین باید از به کار بردن روش های تربیتی استفاده کنند.به کار بردن روش های کنترلی و نه گفتن برای جلوگیری از رفتار اشتباه فرزند بسیار ضروری است.در هر سنی،والدین برای کنترل رفتار کودک با توجه به مقتضیات سن او باید از روش های متفاوتی چون محروم کردن،تشویق و تنبیه و... استفاده کنند.اشتباه والدین این است که این پیام را به فرزند خود می دهند که تو نباید با محیط اطراف سازگار شوی،بلکه این محیط اطراف است که با تو سازگار می شود.این راهکار شاید در منزل جواب دهد اما در دنیای بیرون از منزل کارایی نخواهد داشت.

در این صورت کودک با چه مشکلاتی مواجه خواهد بود؟

این قبیل کودکان لوس به محض ورود به اولین محیط اجتماعی مثل مهد کودک،با ناکامی های بسیاری مواجه می شوند چون خواسته های نا معقول آنها در این محیط بر آورده نمی شود.اولیای مدرسه و مهد در اجابت خواسته های آنها مقاومت می کنند و وقتی این کودکان در دراز مدت با پاسخ نه مواجه می شوند،دچار نا کامی خواهند شد و احساس ناامیدی،بی کفایتی و افسردگی سراغشان می آید.اینگونه کودکان معمولا همیشه از همه افراد و همه چیز شکایت دارند چون توقع چنین برخوردی ندارند، همیشه غرغر می کنند و از دیگران متوقع هستند.این باعث بروز مشکل ارتباطی آنها با همسالان و حتی بزرگترها می شود.

چگونه رفتارهای لوس کودک را اصلاح کنیم؟

1.بهتر است با صحبت،او را آرام کنیم و برایش توضیح دهیم همیشه به همه خواسته هایش نمی رسد.

2.با توجه سنش،محدودیت های خاصی باید برای کودک در نظر گرفت،مثلا اجازه نداد هر کاری را که دوست دارد انجام دهد.

3.می توانید چند گزینه را برایش مطرح کنید و به او بگویید که حق دارد فقط 1 یا 2 مورد را انتخاب کند.به کودک یادآوری کنید که وقتی والدین به خواسته هایش احترام می گذارند،او هم باید به نظر والدین احترام بگذارد.

4.در خانه قوانین خاصی تعیین کنید و اجازه ندهید از این قوانین سرپیچی کند.در صورت سرپیچی از قوانین،متناسب با سنش برای او تنبیه از نوع محرومیت در نظر بگیرید.به او آموزش دهید از برخی قوانین هرگز نباید سرپیچی کرد مثل بستن کمربند ایمنی در اتومبیل یا غذا خوردن در کنار خانواده.

5.خواسته های کودک با نیازهایش متفاوت است.غذا،لباس،دوست داشتن،محبت و حمایت از نیازهای همه کودکان هستند اما داشتن اسباب بازی های گران قیمت و زیاد خواسته های نابجا محسوب می شوند و نباید همیشه برآورده شوند.گاه پدر مادرها به اشتباه ابتدایی ترین نیازهای اولیه زندگی خود را نادیده می گیرند و خواسته های غیر منطقی کودکانشان را برآورده می کنند و در حالی که باید اجازه داده کودک انتخاب های آگاهانه را ببیند.

6.مراقب حمایت،ستودن و تحسین بی مورد کودک باشید زیرا با این کار زمینه لوس شدن را در او ایجاد کرده اید. زمانی کودک خود را تحسین کنید که با رنج و تلاش کاری را انجام داده است.در شرایط سخت تنهایش نگذارید اما از حمایت افراطی بپرهیزید به کودک یاد دهید که خود مسئول حل مشکلات است.مهارت های مقابله ای را به او بیاموزید و به این ترتیب اعتماد به نفس او را تقویت کنید.

7.به او بگویید هنگام بازی با دیگرهمسالان باید به حقوق آنها احترام بگذارد و در صورت بروز رفتار اشتباه،باید نتیجه اشتباهش را بپذیرد.هرگز بی دلیل از فرزند خود دفاع نکنید تا مسئولیت رفتارش را بپذیرد.


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


آیا می شود با کودکان راحت تر به مهمانی رفت؟
سه‌شنبه 12 اردیبهشت 1396 ساعت 22:21 | بازدید : 330 | نویسنده : moshaveranyazd | ( نظرات 0 )

مادرها ترجیح می دهند که در مهمانی ها بدون فرزند خود حضور پیدا کنند چون در این صورت هم خودشان و همسرشان بیشتر لذت میبرند و هم فرزند آنها اذیت نمی شود ولی گاهی اوقات مجبور می شوند که فرزندشان را همراه خود ببرند شاید با این مقاله بشود که با کودکان راحتتر به مهمانی رفت.

یکی از مشکلاتی که مادرها در مهمانی ها با فرزندانشان دارند این است که آنها دوست دارند به هرچیزی دست بزنند و سرک بکشند.راه حل این مشکل چیست؟

یکی از باورهای فرهنگی غلط ما، این است که فکر می کنیم باید کودک را همه جا ببریم تا عادت کند. در حالی که برخی مکان ها، مراسم و مجالس مناسب بچه ها نیست. کودکان نوپا به دلیل سن پایین و کنجکاوی ای که مقتضای سنشان است، دوست دارند به هر چه در اطرافشان می بینند، دست بزنند و آن را کشف کنند. حس کنجکاوی آنها را به انجام رفتارهایی ترغیب می کند که از نظر ما نامطلوب است. والدینی که فرزند نوپا دارند، نباید فرزندانشان را به مهمانی هایی که مناسب کودکان نوپا نیست، ببرند. کودکان در خانه و در اتاق خود آرامش بیشتری دارند و بهتر است آنها را به شخص مطمئنی سپرد. برای گسترش تعاملات اجتماعی کودک، می توان او را در مهدکودک ثبت نام کرد و به مکان های مخصوص و مناسب برد.

اگر امکان سپردن کودک به کسی نبود، چه باید کرد؟

اگر والدین مجبور شدند کودک را همراه خود ببرند، باید وسایل سرگرمی او را نیز ببرند و در مهمانی زمانی را به کودک اختصاص دهند و او را با اسباب بازی هایش سرگرم کنند. باید مراقب کودک بود و رهاکردن او درست نیست. پرت کردن حواس کودک هم می تواند موثر باشد تا کاری که خطرناک است، انجام ندهد.

می دانیم که کودکان نوپا معمولا رفتارهایی دارند که برای بزرگترها جالب و شادی آور است. وادارکردن بچه ها به انجام کارهایی نظیر شعر خواندن، رقصیدن یا ... مخصوصا اگر کودک تمایلی به انجام آنها در جمع نداشته باشد، درست نیست.

گاهی رفتارهایی با کودک می شود که به نوعی کودک آزاری است. وادارکردن کودک به اینکه در جمع کاری را انجام دهد که به نظر عده ای جالب است، او را تحت فشار روحی قرار می دهد اما این کار در واقع نوعی کودک آزاری است. متأسفانه گاهی والدین یا نزدیکان، سربه سر کودک نوپا می گذارند و وقتی کودک عصبانی می شود و عکس العمل شدید نشان می دهد (مثلا داد می زند یا گریه می کند) به او می خندند و این باعث تفریح و اسباب شادی بزرگ تر می شود! حتی گاهی بزرگ ترها حرف های بد یاد کودک می دهند در حالی که کودک اصلا معنی آنها را نمی داند، از او می خواهند لغات را در جمع تکرار کند و به او می خندند. از نظر روان شناختی تمام این رفتارها کودک آزاری محسوب می شود.

یکی دیگر از مشکلاتی که معمولا در مهمانی ها با آن مواجه هستیم، مقایسه شدن توانایی و مهارت بچه ها با یکدیگر است.

گاهی والدین یا نزدیکان، این کودکان را با سایر کودکان حاضر در مجلس مقایسه می کنند و نتیجه بسیاری از این مقایسه ها، افسردگی و اضطراب مادر است. به هر حال همیشه کودکانی وجود دارند که در مقایسه با کودک ما ویژگی های ظاهری و رفتاری شان مطلوب تر است.

در این شرایط وظیفه مادر چیست.

در این شرایط مادر باید بر خود تسلط داشته باشد تا هم بتواند احترام بزرگ ترها را نگه دارد و هم از فرزندش دفاع کند.اگر با مقایسه کردن نزدیکان مواجه شدند، باید انعطاف پذیر باشند، حرف ها را جدی نگیرند و حساسیت به خرج ندهند. این کار ساده نیست ولی اگر بدانیم تفاوت های بین فردی در هر حال وجود دارد کمک کننده است. یکی از مهارت های زندگی، درک تفاوت های بین فردی است. همه افراد روی کره زمین با هم تفاوت دارند. زیبایی طبیعت به تعدد افراد و رفتارها و شخصیت های آنهاست. مقایسه هیچ فردی با دیگری قابل قبول نیست و مشکلی را حل نمی کند. باید تفاوت های فردی را درک کرد و با ویژگی های رفتاری هر فرد کنار آمد و به جای مقایسه، مدیریت کرد.

زمانی که قوانین تربیتی به وسیله یکی از والدین یا نزدیکان در مهمانی نقض می شود،چه باید کرد؟

نزدیکان،نه تنها می تواند باعث بروز ناراحتی والدین شود بلکه اثر نامطلوب روان شناختی هم روی کودک دارد.کودک با این کار دچار گیجی و سردرگمی می شود زیرا می بیند مثلا رعایت قوانین در خانه لازم است و در جای دیگر اجرا نمی شود. او این تصور را پیدا می کند که والدین قوی و باثبات نیستند و قوانین آنها در هر زمان تغییرپذیر است.

والدین باید در اجرای قوانین قاطع باشند و حتی این مساله را به صورت غیرمستقیم به نزدیکان گوشزد کنند. اگر قانون این است که تلفن همراه به کودک شیرخوار داده نشود، باید آن را رعایت کرد البته قوانینی که در خانه گذاشته می شود ممکن است انعطاف پذیر باشند و در جاهایی بنا به ضرورت شکسته شوند مثلا اگر کودک باید در خانه ساعت ۹ شب بخوابد، در مهمانی ایرادی ندارد تا ۱۱ ۱۰ بیدار بماند اما نباید مدام قوانین را شکست زیرا در این صورت کودک به این نتیجه می رسد که قوانین در هر زمانی می توانند شکسته شوند


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


صفحه قبل1...121314صفحه بعد

منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
نویسندگان
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 132
:: کل نظرات : 0

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 0

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 2
:: باردید دیروز : 17
:: بازدید هفته : 230
:: بازدید ماه : 549
:: بازدید سال : 783
:: بازدید کلی : 783
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران